به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






شبه ادبیات چیست؟

شبه ادبیات چیست؟

مجید نصرآبادی

 

هنر و ادبیات در دوران مدرن و به شکلی عام تر در تمامی شاخه های علوم، برای پیشکسوتان حسی دوگانه را در برتری جایگاهشان نسبت به غیرحرفه ای ها و نورسیدگان ایجاد کرده است. شاید از زمانی که نیچه در خطاب به شاگردان توصیه کرد که در صورتیکه به استادشان خرده نگیرند، حق شاگردی را به جا نیاورده اند، چنین رویکردی شکل گرفته است و شاید هم ذات نوجویانه مدرنیسم، چنین آتشی به دامن می زند.

ادبیات در دوران مدرنیسم، فراز و فرودهای مکتبی بسیاری را پشت سر گذاشته است، بنحوی که هر مکتب نو داعیه ای علیه جریان های همعصر خود داشته است و آوانگاردیسم تشویق شده – خوب یا بد – پس از مدتی جریان ساز می شود.

شاید تا به حال اصطلاح "شبه ادبیات یا ادبیات جانبی" Paralittérature را نشنیده باشید اما فرانسویان برای نخستین بار در سال ١٩٦٩ نخستين جلسات ويژه بحث و بررسي شبه ادبيات در سِريسي لاسال، ُنرماندی را برگزار کردند و عنوان « شبه ادبيات » به جاي عناويني همچون « ادبيات تفريحی »، « ادبيات حاشيه ای »، « ساير ادبيات »، « ادبيات موازی » رسماً پذيرفته شد و در نتيجه شبه ادبيات وارد کتاب های درسی و سپس دانشگاهی شد.

هنگامی که ادیبان فرانسوی در حال شکل بخشیدن به مفهوم "شبه ادبیات یا ادبیات جانبی" بودند مرادشان از ادبیات بر دو رویکرد متفاوت بود:« يکي ادبيات کلان و توجيه شده و ديگري ادبيات خُرد، کوچک و توجيه نشده. هر دو نوع نيز از طرف بنيادهای رسمي مورد ارزيابی و نقادی قرار گرفته اند و خط فاصلی نيز بين آنها ترسيم شده که همچنان پايدار است. اين وجه تمایز، در موسيقی نيز انجام پذيرفته است، چون که در مقابل موسيقی کلاسيک بزرگان اين هنر در سده های هجدهم و نوزدهم ميلادی، به طور کلي موسيقی پاپ قرن بيستم قرار دارد که گستره عملش آثار فولکلوريک، واريته و جاز است.» این رویکرد را می توان در دیگر زمینه های هنر نیز مشاهده کرد: مطبوعات وزین و موسیقی فاخر در برابر مطبوعات زرد و موسیقی پاپ.

«در واقع، از همان ابتدای قرن نوزدهم که توسعه صنعتی و توسعه چاپ ارزان قيمت و سهل الوصول رونق يافت، نوع خواننده هم بيشتر از اقشار کم درآمد جامعه شد و طبقه کتابخوان ديگر صرفاً به طبقه مرفه که قدرت خريد کتاب را داشت محدود نشد و طبقات پايين جامعه از طريق مطبوعات ارزان به رمان های پاورقی دار مورد علاقه خود دسترسی پيدا کردند، در نتيجه شبه ادبيات، که اساساً خود را در نوع رمان و به ويژه در نحوة چاپ و پخش رمان هاي پاورقی دار مي بيند، خواننده خاص خود را می يابد، آن هم علي رغم اين که نظام ادبی رسمي او را در اقليت قرار داده ، اما به علت انبوه نويسندگان و وفور آثارشان، شبه ادبيات عملاً در اکثريت است. بعداً زمانی فرا رسيد که رمان مردمی شد.»

تا همین چند دهه اخیر "شبه ادبیات" جایگاهی در کتب درسی و دانشگاهی نداشت و توسط مدرسین مطرح تدریس نمی شد.

«در قرن هجدهم زمانی که نوع رمان پديدار شد، مخالفت شديدی با آن به عمل آمد، به طوری که تا اوايل قرن بعد رمان اصلا ً جايی درسلسله مراتب انواع ادبی مقرر شده توسط نظريه پردازان کلاسيسيسم نداشت و تا آن وقت در حاشيه بود، چون که آن را فاقد ارزش های اخلاقی می دانستند، رمان نويس هم از هيچ مقام اجتماعی برخوردار نبود، آثاری هم که منتشر می شدند اغلب بدون امضاء بودند. ليکن در حوالی ١٨٣٠ به عرصه ادبيات گام نهاد و در راه آزاد شدن از قيد و بندها و پيش داوری ها کوشش کرد. شبه ادبيات، که وضعيت مشابهی نسبت به رمان داشت، بيشتر با پديده نوظهور رمان پاورقی دار، که مديون مطبوعات نازل بود، تقريبا ً در همان ايامی که رمان در حال نيل به يک جايگاه واقعی ادبی بود، وارد دنيای ادب شد و رمان های مردمی، با نويسندگان عديده آن و آثار بی حد و حصر آن ها مورد توجه قرار گرفت»

خوانندگان رمان های پاورقی نه فقط مردم عادی بودند، بلکه نويسندگان بزرگی همچون پابلو نِرودا، بورخِس، برشت، کوکتو، فاکنر و سامرست موآم، به مطالعه آن می پرداختند. ژان پل سارتر، در کتاب معروف خويش، کلمات، که حسب حال اوست، می نویسد: « که بيشتر مديون آثار پليسی بوده است تا نوشته های والای شاتوبريان و سپس با تأکيد گفته بود هنوز که هنوز است امروزه هم با کمال رغبت به مطالعه سِری "سياه" می پردازم تا ويتگنشتاين»

 

«بدين سان شبه ادبيات، که تا مدت های مديدی موضوع يک مقاومت شديد بود، توانست جايگاه واقعی اش را بازيابد. عصر حاضر که متوجه وفور بی حد و حصر اين ادبيات شد، آن را يک پديده اجتناب ناپذير جامعه ادبی ما شناخت و حتی به اين امر توجه کرد که بسياری از انواع، در فضایی مردمی و قبل از اين که رسمی و بنيادی شوند، به وجود آمده اند. بعضی از شکل ها و نحوه های بيان ، مثل رمان و پويانمايی به لطف تحولات اجتماعی به حقانيت رسيدند. به علاوه، بعضی از کتاب ها، مثل رما نهای پليسی، جاسوسی و رمان های تخيلی، کم کم طوری وارد فرهنگ فرانسه شدند که بنيان های رسمی ادبی ناگزير به پذيرش اهمیت جايگاه آن ها شدند»

 

انواع ادبی  "شبه ادبیات" که روزگاری توسط ادیبان فرانسه دسته بندی شده بود شامل این سرفصل هاست: ادبيات علمي – تخيلی؛ ادبيات پليسی؛ ادبيات و سينما؛ ادبيات و تبليغات؛ روزنامه نگاری؛ تصنيف. اما امروزه بسیاری از انواع ذکر شده، جزئی از ادبیات کلان بشمار می آیند و در مراکز دانشگاهی معتبر تدریس می شوند. روزگاری پیشتر در جامعه خودمان، صادق هدایت گروهی به نام اربعه را تشکیل داد که دربرابر گروه سبعه که ادبیان کلاسیک بودند، به خلق آثار شبه ادبیاتی – البته به زعم ادیبان کلاسیک - می پرداختند. اما امروزه در دنیای ادبی، بسیاری از آثاری که روزگاری مورد هجمه کلاسیک نویسان ملانقطی بود، جزئی از آثار کلاسیک ادبی به شمار می آید. این خاصیت ادبیات و هنرست که دایم در حال زایش و نوآوری باشد و همیشه آثار پیشقراولان به دیده تردید نگریسته می شده است، اما زمان بهترین داورست که مشخص می کند، که می ماند و که می رود.

 

جهت مطالعه بیشتر: طهمورث ساجدی صبا (استاديار دانشکده زبان های خارجی دانشگاه تهران)، بررسي شبه ادبيات و انواع ادبی آن؛

6/6/95

 

این مطلب در شماره   خیام نامه به تاریخ مهر 95 به چاپ رسید.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است